دسته بندی ها » Uncategorized

عینک ما ناموس ماست

 دوم ابتدایی بودم. توی یک کلاس سی چهل نفره نشسته بودیم. نمی‌دانم سر کدام کلاس بودیم. البته مهم هم نیست چون آن زمانها، بچه‌های دوم ابتدایی فقط فارسی داشتند و ریاضی. خلاصه سر کلاس فارسی یا ریاضی بودیم که در زدند. مدیر مدرسه با معلم بهداشت آمدند سر کلاس. نمی‌دانم این پدیده معلم بهداشت فقط مخصوص آن زمان بود یا الان هم هست؟ به هر حال، معلم بهداشت یک خانم میانسال بود که نسبت به معلم خودمان – خانم محسنی – بداخلاق‌تر به نظر می‌رسید. خانم بهداشت از پای تخته سیاه یک گچ سفید برداشت و آمد روی یکی از موزاییک‌های کلاس خط کشید و پای تخته هم یک سری نوشته‌های عجق وجق در جهتهای مختلف کشید که بعدها فهمیدم E انگلیسی است و یکی‌یکی به بچه‌ها می‌گفت بیایند پشت خط بایستند و بگویند نوشته‌ها کدام طرفی هستند. نوبت من که شد رفتم و همه را درست جواب دادم. اما معلم گفت شما فردا ولی‌ات را بردار با خودت بیاور مدرسه. حالا با خودت نیاوردی هم مهم نیست فقط بگو بیاید.

ادامه مطلب »