مرگ

مرگ مساله عجیبی است. آدمها در کل عمرشان جوری زندگی می‌کنند که انگار مرگ اصلاً وجود ندارد. در صورتی که بیشتر وقتها مهمترین دلیل زندگی است. بعضی‌ها آن قدر زود متوجه حضور مرگ می‌شوند که با شور و هیجان بیشتر با لج‌بازی یا با دیوانه‌بازی بیشتر زندگی می‌کنند. بعضی‌ها باید حضور مداوم مرگ را حس کنند تا بفهمند نقطه مقابلش چیست. بعضی‌ها آن‌قدر درگیرش هستند که حتی قبل از اینکه اجلشان سر برسد، توی اتاق انتظار نشسته‌اند. ما از مرگ می‌ترسیم ولی ترس واقعی بیشترمان از این است که این شتر در خانه شخص دیگری بخوابد. همیشه بزرگترین ترسمان از این است که مرگ سراغمان نیاید و در این دنیا تک و تنها بمانیم.

…………………………………………………………………………………………………………………………………………..

از کتاب مردی به نام اوه – فردریک بکمن – ترجمه فرناز تیمورازف – نشر نون

سرگذشت شگفت انگیز امیلی پولن

یکی از منتقدان نشریه کای دو سینما (شاید معتبرترین نشریه سینمایی دنیا) گفته که آدمها دو دسته‌اند. گروهی که فیلم امیلی را دیده‌اند و گروهی که این فیلم را ندیده‌اند که البته نصف عمرشان را از دست داده‌اند. البته این قسمت آخر را من خودم اضافه کردم. چون از نظر من کسی که فیلم سرگذشت شگفت انگیز امیلی پولن یا به صورت خلاصه امیلی را ندیده باشد نصف عمرش بر فناست. اصلاً امکان ندارد که کسی علاقمند سینما باشد و فیلم امیلی را ندیده باشد. فیلم امیلی پولن از همان تیتراژ ابتدایی فیلم نشان می‌دهد که قرار است یک فیلم متفاوت باشد. وقتی امیلی به دنیا می‌آید پدرش که خود یک پزشک است او را لمس نمی‌کند. امیلی به شدت نیازمند نوازش پدرش است و وقتی پدرش او را معاینه می‌کند قلبش به شدت می‌تپد. پدرش فکر می‌کند که امیلی بیماری قلبی دارد. بعد از اینکه مادر امیلی در اثر یک سانحه غیرمنتظره می‌میرد امیلی می‌ماند و پدرش. شروع می‌کند به کار در یک کافه و …
ادامه مطلب »

عشق

علیرضا: بابام همیشه اعتقاد داشت که عشق تو مردها هیچ‌وقت نمی‌میره. فقط از زنی به زن دیگه منتقل میشه! با این حساب میشه قانون چندم نیوتن؟
شقایق: بابای منم همیشه میگه مردها به عشق در نگاه اول اعتقاد دارن … البته بستگی داره اول کجا رو نگاه کنن!


بخشی از نمایشنامه چرا کسی در این خانه را نمی‌زند؟ از محمد امین چیت‌گران

نگاهی به فیلم Begin Again

به نظرم مارک رافالو یکی از بهترین بازیگران نسل جدید سینمای هالیوود است. از نظر من بعد از رابرت دنیرو و آل پاچینو دنیای سینما بازیگری که ویژگیهای یک فوق ستاره را داشته باشد، به خود ندیده است. شاید برخی جرقه‌هایی از ابرستاره بودن را نشان داده باشند ولی هیچ ستاره‌ای فروغ دائمی نداشته است. بعضی از بازیگران نسل نو هم هستند که بازیهای فوق‌العاده درخشانی ارائه می‌دهند و در بسیاری از فیلمهای مطرح بازی می‌کنند ولی هیچ‌وقت در ذهن تماشاگران نقش یک بازیگر محبوب و فوق ستاره را پیدا نمی‌کنند. من مارک رافالو را یکی از این بازیگران می‌دانم.
چند روز قبل به تماشای فیلم begin again نشستم. پس از تماشای فیلم به جستجویی سریع در اینترنت در مورد این فیلم پرداختم. در حین جستجوو متوجه شدم که همان روز (۲۲ نوامبر) سالروز تولد مارک رافالو بوده است.

ادامه مطلب »

پیری

یکی از دردناک‌ترین لحظه‌ها در زندگی احتمالاً لحظه ای است که آدم می‌بیند سالهای پیش رویش کمتر از سالهای پشت سرش هستد و وقتی زمان زیادی برایش نمانده باشد دنبال چیزهایی می‌گردد که به زندگی کردن بیارزد. شاید خاطرات. بعدازظهرهای آفتابی با کسی که آدم دستش را می‌گرفت. بوی غنچه‌های تازه شکفته شده باغچه، یکشنبه‌های توی کافه، شاید نوه‌های کوچولو.

……………………………………………………………………………………………………………………………………………

از کتاب مردی به نام اوه – نوشته فردریک بکمن – ترجمه ساناز تیمورازف – نشر نون

تاریخ جنایتهای سری استالین

کتاب تاریخ سری جنایتهای استالین را الکساندر آرلوف نوشته است. الکساندر آرلوف نام مستعار یکی از مسئولین رده بالای سازمان اطلاعات شوروی بود که بر اساس تمام تجاربی که در اثر کار در سیستم استالینی به دست آورده بود، این کتاب را به رشته تحریر در آورد. الکساندر آرلوف که در انتهای کتاب شاهد افشای نام اصلی او توسط ویراستار کتاب خواهیم بود در پیش‌گفتار کتاب اعلام می‌کند که به هیچ حزب و گروه سیاسی وابستگی ندارد و تنها تا سال ۱۹۳۸ عضو حزب کمونیست بوده است. علاوه بر فعالیتهای فراوان در داخل اتحاد شوروی در خارج از اتحاد شوروی هم فعالیتهای فراوانی داشته است. از جمله در جنگ داخلی کشور اسپانیا، مشاور دولت جمهوری‌خواه اسپانیا بوده است. ولی در دوازدهم جولای ۱۳۹۸ رابطه خود را با رژیم استالین قطع کرده است.

  ادامه مطلب »

سگ سالی

اگر بگویم سگ‌سالی دردناک‌ترین و تلخ‌ترین رمانی بود که تا به حال خوانده‌ام اغراق نکرده‌ام. تلخ بود. خیلی تلخ. حتی یکی دو جا در طول داستان اشکم هم درآمد. سگ‌سالی داستان یک پسر جوان به نام قلندر در سالهای ابتدایی بعد از انقلاب است که با فرار از دست ماموران امنیتی جمهوری اسلامی و بازگشت او به روستا و منزل پدری‌اش آغاز می‌شود. چرا فرار؟ چون قلندر در راهپیمایی اعضاء و هواداران سازمان مجاهدین خلق حضور داشته. آن قدر سریع فرار کرده که حتی فرصت نکرده از هادی مجتبایی که نشریه سازمان را به او می‌داده خبر بگیرد. مستقیماً از میدان هاشمی به ترمینال جنوب رفته و سوار اتوبوس شده و به شمس‌آباد برگشته. به خانه که می‌رسد با پدر و مادرش صحبت می‌کند و قرار می‌شود فعلاً مخفیانه در طویله زندگی کند تا آبها از آسیاب بیفتد. ولی این زندگی مخفیانه ۲۴ سال می‌شود. در این ۲۴ سال هر رنج و بلایی که فکرش را بکنید بر سر او می‌آید. نامزدش با دیگری ازدواج می‌کند و بچه‌دار می‌شود و در نهایت خودکشی می‌کند. پدرش می‌میرد. مادرش علیل می‌شود و خواهرش هوو دار.

نویسنده این کتاب به خوبی فضای ذهنی اعضای سازمان مجاهدین خلق را از زبان قلندر به تصویر می‌کشد و روی کلمه «مقاومت» به شدت تاکید می‌کند. قلندر اعتقاد دارد این مقاومت به پیروزی و سرنگونی جمهوری اسلامی منجر خواهد شد. قلندر فکر می‌کند اگر روزی لو برود قطعاً اعدام خواهد شد ولی وقتی لو می‌رود بعد از ۶ روز آزاد می‌شود. چون اصلاً قلندر کاری نکرده بود که بخواهند مجرم بدانندش. سگ‌سالی داستان کسی است که ۲۴ سال از زندگی‌اش را از دست داده است.

این کتاب توسط بلقیس سلیمانی نوشته شده و توسط انتشارات زاوش در سال ۱۳۹۲ منتشر شده است.